سال نود و پنج«سال اقتصاد مقاومتی ؛اقدام و عمل»
سه شنبه ٠٦ تير ١٣٩٦

     تعاریف و مفاهيم

جمعيت و خانوار

جمعيت (جامعه مورد سرشماري)

اعضاي همه خانوارهاي معمولي ساكن، مؤسسه‌اي و گروهي كه اقامتگاه معمولي آنان در زمان سرشماري در ايران قرار دارد و نيز اعضاي تمامي خانوارهاي معمولي غيرساكن كشور، جامعه مورد سرشماري را تشكيل مي‌دهند. اعضاي هيئت‌هاي سياسي و سفارتخانه‌هاي خارجي در ايران و افراد خانوار آنان جزو جامعه مورد سرشماري محسوب نمي‌شوند، اما ايرانيان عضو هيئت‌هاي سياسي و سفارتخانه‌هاي ايران در خارج از كشور و افراد خانوار آنان، جزو جامعه مورد سرشماري به حساب مي‌آيند.

 

خانوار معمولي

خانوار معمولي از چند نفر تشكيل مي‌شود كه با هم در يك اقامتگاه زندگي مي‌كنند، با يكديگر هم‌خرج هستند و معمولاً با هم غذا مي‌خورند. در مواردي خانوار معمولي مي‌تواند يك نفره باشد.

 

خانوار معمولي ساكن

خانواري كه در اقامتگاه ثابت (مكان‌هاي محل سكونت ساخته شده از مصالح سخت و نيز چادر ثابت، آلونك، كپر و ...) سكونت دارد، "خانوار معمولي ساكن" ناميده مي‌شود.

 

خانوار معمولي غير ساكن

خانواري كه در زمان سرشماري در اقامتگاه ثابتي سكونت ندارد، "خانوار معمولي غيرساكن" ناميده مي‌شود. اين دسته از خانوارها سه گروه زير را در بر مي‌گيرد:

1-      خانوارهايي كه در زمان سرشماري در كوچ به سر مي‌برند و يا در خارج شهرها و آبادي‌ها در سرپناه قابل حمل زندگي مي‌كنند.

2-      خانوارهايي كه در محل ثابتي زندگي نمي‌كنند و به طور مداوم محل زندگي خود را تغيير مي‌دهند، مانند كولي‌ها.

3-      خانوارهايي كه محل زندگي مشخصي ندارند و شب‌ها معمولاً در پارك‌ها، خرابه‌ها، زيرپل‌ها و ... بيتوته مي‌كنند.

 

خانوار گروهي

مجموعه افرادي كه تمام يا اغلب آنان به دليل دارا بودن شرايط خاص (به‌طور عمده داشتن ويژگي مشترك) اقامتگاه مشتركي را براي سكونت خود انتخاب كرده‌اند و به طور مشترك امور زندگي در آن اقامتگاه را اداره مي‌كنند خانوار گروهي ناميده مي‌شود.

 

خانوار مؤسسه‌اي

مجموع افرادي كه به دليل داشتن هدف يا ويژگي‌هاي مشترك با هم در يك مؤسسه زندگي مي‌كنند و آن مؤسسه بنا بر مجوز يا براساس مقررات و ضوابط معيني مسئوليت اسكان (ارائه محل سكونت همراه با خدمات و تسهيلات) آن‌ها را بر عهده دارد، خانوار مؤسسه‌اي ناميده مي‌شود. نمونه‌هاي مشخصي از خانوارهاي مؤسسه‌اي عبارتند از:

پادگان‌ها و پاسگاه‌هاي نظامي و انتظامي، خوابگاه‌هاي دانشجويي كه تحت مديريت يكي از دانشگاه‌ها اداره مي‌شود بجز خوابگاه‌هاي متأهلين، آسايشگاه‌هاي رواني و ... .

اقامتگاه معمولي

اقامتگاه معمولي خانوار، محلي است كه خانوار در زمان سرشماري در آن‌جا زندگي مي‌كند، مشروط بر اين‌كه اقامتگاه ديگري نداشته باشد. اقامتگاه معمولي آن دسته از خانوارهاي معمولي ساكن كه در زمان سرشماري بيش از يك اقامتگاه دارند، محلي است كه بيش‌ترين مدت سال را در آن‌جا به‌سر مي‌برند.

 

شهر (نقطه شهري)

منظور از شهر، هر يك از نقاط جغرافيايي است كه داراي شهرداري باشد.

 

آبادي (نقطه روستايي)

آبادي محدوده‌ای است واقع در یک دهستان، با محدوده ثبتی یا عرفی مستقل و خارج از محدوده شهرها یا آبادی دیگر که به دلیل وجود فعالیت انسان در تمام یا بخشی از آن، قابل تشخیص و معمولاً دارای نام خاصی است. آبادی یک نقطه جغرافیایی محسوب می‎شود و شامل اراضی کشاورزی و یا غیر کشاورزی و اماکن محل فعالیت یا سکونت انسان است. آبادی ممکن است یک ده، یک مزرعه، یک مکان، یک معدن و امثال آن باشد.

 

جمعيت ساكن در نقاط شهري

منظور از جمعيت ساكن در نقاط شهري در هريك از محدوده‌هاي بخش، شهرستان، استان يا كشور، جمعيت تمامي شهرهايي است كه در همان محدوده قرار دارد و جمعيت هر شهر، عبارت است از مجموع تعداد اعضاي همه خانوارهاي معمولي ساكن، مؤسسه‌اي و گروهي كه اقامتگاه معمولي آنان در زمان سرشماري در آن شهر واقع است.

 

جمعيت ساكن در نقاط روستايي

منظور از جمعيت ساكن در نقاط روستايي در هريك از محدوده‌هاي دهستان، بخش، شهرستان، استان يا كشور، جمعيت تمامي آبادي‌هايي است كه در همان محدوده قرار دارد و جمعيت هر آبادي، عبارت است از مجموع تعداد اعضاي همه خانوارهاي معمولي ساكن، مؤسسه‌اي و گروهي كه اقامتگاه معمولي آنان در زمان سرشماري در آن آبادي واقع است.

 

جمعيت غيرساكن

منظور از جمعيت غير ساكن در هريك از محدوده‌هاي شهرستان، استان يا كشور، جمعيت تمامي خانوارهاي معمولي غير ساكني است كه در همان محدوده سرشماري شده‌اند.

 

سرپرست خانوار

منظور از سرپرست خانوار، عضوي از خانوار است كه ساير اعضا او را به اين عنوان مي‌شناسند. لازم به ذكر است سرپرست خانوار عضوي از خانوار است كه معمولاً مسئوليت تامين تمام يا بخش عمده‌اي از هزينه‌هاي خانوار يا تصميم‌گيري در مورد آن را بر عهده دارد.

سرپرست خانوار لزوماً مسن‎ترين عضو خانوار نيست و مي‌تواند زن يا مرد باشد و معمولاً بيش از ده سال سن دارد. بديهي است كه در خانوار يك‌نفره، تنها عضو خانوار سرپرست خانوار محسوب مي‌شود.

 

سن

منظور از سن، تعداد سال‌هاي كاملي است كه از زمان تولد فرد گذشته است.

محل تولد

آبادي يا شهري است كه در زمان تولد فرد اقامتگاه معمولي مادر او در آن‌جا قرار داشته است. ملاك تشخيص شهر يا آبادي بودن محل تولد، زمان تولد فرد مي‌باشد.

 

وسايل و امكانات در اختيار خانوار

خودروي سبك

منظور از خودروي سبك، سواري، وانت (يك يا دو كابينه) و ... بوده و شامل اتوبوس و ميني‌بوس نمي‌باشد.

 

رايانه

منظور در اختيار داشتن رايانه (از هر نوع مانند نوت بوك و لپ‌تاپ) در محل سكونت مي‌باشد.

 

عمده‌ترين منبع تامين آب مصرفي خانوار

شبكه آبرساني عمومي، چاه، چشمه، قنات و آب انبار بهسازي شده و بهسازي نشده، تانكر، آب بسته‌بندي، رودخانه، بركه، جويبار، آب باران

منظور از بهسازي اقداماتي است كه به منظور حفظ يا بهبود كيفيت آب چاه، چشمه، قنات و آب انبار بهسازي شده صورت مي‌گيرد مانند تعمير و بازسازي فضاي داخلي و خارجي چاه يا قنات، پاكسازي نهرهاي متصل به آن و اقدامات مختلف براي جلوگيري از ورود آلودگي به اين منابع يا تصفيه آب آن‌ها.

منظور از آب بسته‌بندي شده انواع بسته‌بندي‌هاي حاوي آب، مانند بطري يا گالن سربسته (پلمب شده) و نظاير آن‌هاست كه خانوار معمولاً براي آشاميدن و يا پخت و پز استفاده مي‌كند.

 

معلوليت

در اين سرشماري فقط برخي از انواع خاص معلوليت كه تعاريف آن در زير مي‌آيد بررسي شده‌‌اند:

نابينا: نابينا به كسي اطلاق مي‌شود كه به طور كلي ديد هر دو چشم خود را از دست داده است، به طوري كه حتي با استفاده از وسايل كمكي مانند عينك قادر به ديدن نمي‌باشد، يا اين كه ديد وي به حدي است كه فقط مي‌‌تواند وجود نور را در محيط درك كند ولي قادر به تشخيص حركت اجسام در فاصله‌ي بيش از يك متري خود نيست.

ناشنوا: ناشنوا كسي است كه حتي با استفاده از وسايل كمك شنوايي نظير سمعك، قادر به شنيدن صدا نمي‌باشد. در واقع فرد ناشنوا در برابر صداي بسيار بلند مانند فرياد هم واكنشي نشان نمي‌‌دهد.

اختلال در گفتار و صدا: منظور از اختلال در گفتار و صدا هر نوع ناتواني در صحبت كردن يا ناتواني در توليد صدا به وسيله‌ي حنجره به شكل طبيعي و معمول مي‌باشد.

مصاديق اختلال در گفتار و صدا به شرح زير است:

·     افرادي كه به كلي قادر  به صحبت كردن نيستند (افراد لال).

·     افرادي كه گفتار آن‌‌ها منقطع و نامنظم است (افراد دچار لكنت زبان).

·     افرادي كه به دليل نقص حنجره، بيماري يا هر دليل ديگر، قادر به توليد صداي طبيعي از حنجره نيستند يا صداي آن‌ها هنگام صحبت كردن قطع و وصل مي‌شود يا صداي آن‌ها نسبت به صداي معمولي كاملاً متفاوت است، مثل مرداني كه به دليل جراحي حنجره، صداي آن‌ها نازك شده است.

·     افرادي كه به دليل مشكلات ذهني، تكلم آن‌ها سليس و روان نيست.

قطع دست: فقدان انگشت شست يا چهار انگشت ديگر با هم يا قطع دست در هر نقطه از شانه به پايين در هر يك از دو دست، قطع دست محسوب مي‌شود.

نقص دست: منظور از نقص دست، عدم كارايي يا تغيير شكل دست، ساعد، آرنج، بازو يا شانه در هر يك از دو دست مي‌باشد.

مصاديق نقص دست به شرح ذيل است:

·    فلج دست

·    فقدان انگشت اشاره (توجه كنيد قطع ساير انگشتان بجز انگشت شست و انگشت اشاره، جزو موارد نقص دست يا قطع دست محسوب نمي‌شود.)

·    هر نوع شكل غير طبيعي دست مانند لاغري يا كوتاهي دست نسبت به وضعيت طبيعي آن و ... .

·    هر نوع عدم كارايي دست و ناتواني در به دست گرفتن اشيا.

قطع پا: منظور از قطع پا، فقدان پنجه، ساق، زانو و ران در هر يك از دو پا مي‌باشد. به عبارت ديگر هر نوع قطع پا از لگن به پايين در هر نقطه و در هر يك از دوپا، قطع پا محسوب مي‌شود.

نقص پا: منظور از نقص پا، عدم‌كارايي يا تغيير شكل پنجه‌ي پا، ساق پا، زانو، ران يا لگن در هر يك از دو پا مي‌باشد.

فلج پا، هرنوع شكل‌ غيرطبيعي‌ پا مانند كوتاه‌تر بودن يك پا نسبت به پاي ديگر، لاغري غيرطبيعي‌ پا و هر نوع عدم كارايي پا مانند عدم تعادل در راه رفتن (لنگيدن) از مصاديق نقص پا مي‌باشد.

نقص تنه: منظور از تنه قسمتي از بدن، شامل گردن، پشت و كمر مي‌باشد و منظور از نقص تنه، هر نوع تغيير شكل يا عدم كارايي در ساختار اسكلتي و عضلاني تنه مي‌باشد. مصاديق نقص تنه عبارت است از:

·    فلج تنه، به اين معني كه شخص به دليل فلج كلي تنه قادر به تغيير وضعيت تنه (مثلاً از حالت خوابيده به نشسته  يا نشسته به ايستاده) نباشد.

·    هر نوع تغيير شكل يا عدم كارايي ستون مهره‌ها، مانند انحراف ستون مهره‌ها به طرفين يا به جلو (قوزي).

·    افتادگي تنه، به اين معنا كه فرد قادر نيست تنه‌ي خود را راست نگه دارد.

در زمينه‌ي معلوليت‌هاي مربوط به نقص دست، نقص پا و نقص تنه به موارد زيرتوجه كنيد:

·    افراد دچار ضايعه‌ي نخاعي، با توجه به سطح ضايعه برحسب مورد، داراي يك يا چند مورد از معلوليت‌هاي نقص دست، نقص پا و نقص تنه هستند.

·    افراد دچار ضايعه نخاعي كمري معمولاً داراي معلوليت فلج پا و افراد دچار ضايعه نخاعي سينه‌اي يا گردني معمولاًٌ داراي معلوليت‌هاي فلج دست، فلج پا و فلج تنه هستند.

اختلال ذهني: فرد داراي اختلال ذهني به فردي گفته مي‌شود كه بهره‌ي هوشي او كمتر از حد طبيعي است به نحوي كه دچار كم‌تواني و عقب‌ماندگي ذهني باشد. اين افراد نسبت به همسالان خود در يادگيري ضعيف‌ترند و براي انجام امور شخصي و روزمره‌ي خود، نيازمند و وابسته به ديگران هستند.

هيچكدام: افرادي كه هيچ يك از موارد نه گانه معلوليت مذكور در فوق را ندارند در اين طبقه قرار مي‌گيرند. اين افراد ممكن است كاملاً سالم و يا دچار انواع ديگري از معلوليت‌ها و بيماري‌ها باشند كه در اين سرشماري مورد بررسي قرار نگرفته است.

 

مهاجرت

مهاجران وارد شده

آن دسته از اعضاي خانوارهاي معمولي ساكن، گروهي و دستجمعي كه شهر يا آبادي محل اقامت خود را در فاصله سال‌هاي 1385 تا 1390 تغيير داده‌اند، مهاجر شناخته مي‌شوند.

 

مدت اقامت

منظور از مدت اقامت در همين شهر يا آبادي، مدتي است كه فرد در زمان سرشماري به طور پيوسته در شهر يا آبادي محل سرشماري اقامت داشته است.

علت مهاجرت

جستجوي كار: افرادي كه قبل از ترك محل اقامت قبلي، بيكار بوده و براي پيدا كردن كار يا اشتغال به كار مشخص به شهر يا آبادي محل سرشماري وارد شده‌اند.

جستجوي كار بهتر: افرادي كه قبل از ترك محل اقامت قبلي، داراي كار بوده‌اند و به منظور پيدا كردن كار بهتر (از نظر درآمد، شرايط كاري و ...) يا براي اشتغال به كار مشخص بهتر به شهر يا آبادي محل سرشماري وارد شده‌اند.

انتقال شغلي: افرادي كه به علت انتقال شغلي در مشاغل مزد و حقوق‌بگيري محل اقامت قبلي خود را تغيير داده‌اند و به شهر يا آبادي محل سرشماري وارد شده‌اند.

تحصيل: افرادي كه محل اقامت قبلي خود را به منظور تحصيل در شهر يا آبادي محل سرشماري تغيير داده‌اند.

پايان تحصيل: افرادي كه به علت پايان تحصيل، محل اقامت قبلي خود را تغيير داده‌اند و به شهر يا آبادي محل سرشماري وارد شده‌اند.

انجام يا پايان خدمت وظيفه: افرادي كه به منظور انجام خدمت وظيفه به شهر يا آبادي محل سرشماري وارد شده‎اند و يا به دليل پايان خدمت وظيفه محل اقامت قبلي خود را ترك كرده و به شهر يه آبادي محل سرشماري وارد شده‌اند.

دستيابي به مسكن مناسب‌تر: آن دسته از افرادي كه به دليل دستيابي به مسكن مناسب‏تر (ارزان‌تر، با امكانات بهتر و ...) محل اقامت خود را تغيير داده‌اند.

پيروي از خانوار: افرادي كه به دليل پيروي از جابجايي ساير اعضاي خانوار محل اقامت خود را تغيير داده‌اند.

ساير: تغيير محل اقامت فردي به علتي غير از موارد مذكور، مانند شرايط آب و هوايي، استفاده از امكانات بهتر، زنداني شدن و ... به عنوان ساير محسوب مي‎شوند.

 

محل اقامت قبلي

منظور آخرين اقامتگاه معمولي مهاجران وارد شده طي سال‌هاي 1385 تا 1390 به هر شهر يا آبادي، قبل از مهاجرت است. شهرستان و استان محل اقامت قبلي بر اساس محدوده فعلي تقسيمات كشوري و وضعيت شهر يا آبادي بودن آن بر اساس وضعيت زمان ترك محل اقامت قبلي تعيين مي‌شود.

 

سواد و تحصيلات

در حال تحصيلفردي در حال تحصيل محسوب مي‌شود كه طبق برنامه‌هاي آموزش رسمی كشور جمهوري اسلامي ايران به تحصيل مشغول باشد. طلاب حوزه‌هاي علميه، سوادآموزان نهضت سوادآموزي و افرادي كه در خارج از كشور به تحصيل اشتغال دارند، نيز در حال تحصيل محسوب مي‌شوند.

 

باسواد

افرادي كه مي‌توانند به فارسي يا هر زبان ديگري متن ساده‌اي را بخوانند و بنويسند خواه مدرك رسمي داشته يا نداشته باشند، باسواد محسوب مي‌شوند.  همه محصلان از جمله نوآموزان سال اول ابتدايي و سوادآموزان نهضت سوادآموزي نيز باسواد به حساب مي‌آيند.

 

پايه، دوره يا مدرك تحصيلي

پايه، دوره يا مدرك تحصيلي براي افراد در حال تحصيل و افراد غير محصل بر اساس سطوح، چارچوب‌ها و توصيه‌هاي طبقه‌بندي بين‌المللي سطوح آموزشي و رشته‌هاي تحصيلي([1]) و انطباق آن با نظام آموزشي كشور در گذشته و حال، تنظيم شده است. مشروح مصاديق سطوح و دوره‌هاي تحصيلي در نشريه "طبقه‌بندي سطوح آموزشي و رشته‌هاي تحصيلي ايران بر اساس ISCED-97" موجود است.

گروه عمده رشته تحصيلي

با بررسي رشته‌هاي تحصيلي موجود در نظام آموزشي كشور و انطباق آن‌ها با طبقه‌بندي بين‌المللي سطوح آموزشي و رشته‌هاي تحصيلي (ISCED-97) به 10 گروه بزرگ تقسيم شده است. هر يك از اين گروه‌ها كه در فهرست مزبور با يك عدد (كد) يك رقمي مشخص شده است، گروه عمده رشته تحصيلي ناميده مي‌شود.

 

استفاده از اينترنت

منظور فردی است که در 12ماه گذشته حداقل یک بار در محل سکونت، محل کار، محل تحصیل، کافی‏نت و سایر مکان‎ها از اینترنت استفاده کرده است.

 

فعاليت

كار

كار، آن دسته از فعاليت‌هاي اقتصادي (فكري يا بدني) است كه به منظور كسب درآمد (نقدي يا غيرنقدي) انجام شود و هدف آن توليد كالا يا ارائه خدمت باشد. فعاليت افراد زير نيز به عنوان مصاديق كار محسوب مي‌شود:

- افرادي كه بدون دريافت مزد در كسب و كار يكي از اعضاي خانوار خود كه با وي نسبت خويشاوندي دارند كار مي‌كنند (كاركنان فاميلي بدون مزد).

- افرادي كه در حال انجام خدمت وظيفه هستند.

- افرادي كه خدمت در بسيج شغل آنان محسوب مي‌شود و از اين بابت مزد وحقوق دريافت مي‌كنند.

- افرادي كه به منظور كسب درامد يا سود در محل سكونت كارهاي خدماتي يا توليدي نظير قاليبافي، خياطي، آرايشگري، تايپ، تدريس خصوصي، تعمير وسايل برقي، نگهداري از كودك يا فرد سالخورده و ... انجام مي‌دهند.

- افرادي كه براي توليد كالاهاي با دوام به فعاليت‌هايي نظير قاليبافي، گليم‌بافي، حصيربافي، خياطي و ... براي مصرف خود يا خانوار خود مشغول هستند.

- افرادي كه در حال ساختن، بازسازي يا تعمير اساسي منزل خود هستند.

- افرادي كه به عنوان كارآموز، كاري در ارتباط با فعاليت محل كارآموزي انجام مي‌دهند، يعني به طور مستقيم در توليد كالا يا خدمت سهيم هستند، اعم از آن كه مزد يا حقوق دريافت كنند يا مزد و حقوق دريافت نكنند.

- زنان يا مرداني كه در فعاليتهاي كشاورزي مانند زراعت، باغداري، دامداري، ماهيگيري و... مشغول به كار هستند.

 

وضع فعاليت

در اين سرشماري، وضع فعاليت افراد در 7 روز پيش از مراجعه مأمور سرشماري مورد نظر است. هريك از افراد از اين نظر و با توجه به تعريف كار، در يكي از گروه‌هاي زير قرار مي‌گيرند:

شاغل: فردي كه مطابق با تعريف كار و مصاديق آن در 7 روز پيش از مراجعه مأمور سرشماري حداقل يك ساعت كار كرده، هر چند در شغل معمولي خود كار نكرده باشد، شاغل محسوب مي‌شود. علاوه بر اين، افراد داراي شرايط زير نيز شاغل به حساب مي‌آيند:

- افرادي كه داراي شغلي هستند ولي در 7 روز پيش از مراجعه مأمور سرشماري حداقل يك ساعت كار نكرده‌اند.

- افرادي كه در فعاليت‌هاي كشاورزي براي خود كار مي‌كنند و به دليل فصلي بودن كارشان در 7 روز پيش از مراجعه مأمور سرشماري كار نكرده‌اند.

- افرادي كه به دليل نوبتي بودن كارشان در 7 روز پيش از مراجعه مأمور سرشماري سركار خود نرفته‌اند.

- افرادي كه از سازمان محل كار خود بورسيه تحصيلي گرفته‌اند و مشغول به تحصيل هستند و به اين دليل در 7 روز پيش از مراجعه مأمور سرشماري كار نكرده‌اند.

- افرادي كه به دليل مرخصي، تعطيلات، بيماري و مسافرت و ... در 7 روز پيش از مراجعه مأمور سرشماري سركار خود نرفته‌اند.

- افرادي كه به دلايلي نظير تغييرات موقت سازماني يا خرابي دستگاه‌ها و ماشين‌آلات، نداشتن مشتري يا سفارش كار به طور موقت سركار نرفته‌اند.

- افرادي كه از كار خود معلق شده‌اند ولي پيوند رسمي شغلي دارند.

بيكار: افرادي كه در 7 روز پيش از مراجعه مأمور سرشماري حداقل يك ساعت كار نكرده‌اند و داراي شغلي نيز نبوده‌اند در صورت داشتن دو شرط زير بيكار محسوب مي‌شوند.

1-  در 30 روز گذشته براي جستجوي كار، اقدامات مشخصي را نظير ثبت نام يا پيگيري در مؤسسات كاريابي، پرس و جو از دوستان، تماس با كارفرمايان، مطالعه‌ آگهي‌هاي استخدامي و ... انجام داده باشند.

2-  آماده به كار باشند، يعني طي يك دوره‌ 15 روزه شامل 7 روز گذشته و 7 روز آينده آمادگي شروع كار را داشته باشند.

همچنين افراد زير بيكار محسوب شده‌اند:

- در انتظار شروع كار جديد هستند، يعني براي آنان كاري مهيا شده و قرار است در آينده به آن كار مشغول شوند و نيز آماده به كار (طبق تعريف) هستند.

- در انتظار بازگشت به شغل قبلي و نيز آماده به كار (طبق تعريف) هستند. منظور از "در انتظار بازگشت به شغل قبلي" اين است كه فرد قبلاً داراي كار بوده و به دلايلي كار خود را از دست داده و پيوند رسمي شغلي ندارد ولي در انتظار بازگشت به شغل خود بسر مي‌برد.

 

جمعيت فعال اقتصادي

تمامي اعضاي ده ساله و بيش‌تر خانوارها كه در هفت روز قبل از مراجعه مامور آمارگيري شاغل و يا بيكار بوده‎اند جمعيت "فعال اقتصادي" به شمار مي‏آيند.

محصلان، خانه‏داران و دارندگان درآمد بدون كار، چنانچه شاغل يا بيكار نيز بوده‏اند، "فعال اقتصادي" محسوب مي‏شوند.

 

جمعيت غيرفعال اقتصادي

تمامي اعضاي ده ساله و بيش‌تر خانوارها كه در هفت روز قبل از مراجعه مامور آمارگيري شاغل و يا بيكار نبوده‎اند جمعيت "غير فعال اقتصادي" به شمار مي‏آيند.

چهار گروه زیر جزو جمعیت غیرفعال اقتصادی به شمار می‌روند.

 

محصل: افرادي كه شاغل يا بيكار نباشند و طبق برنامه‌هاي آموزش رسمي كشور در حال تحصيل هستند يا در خارج از كشور مشغول به تحصيل هستند.

خانه‌دار: افرادی که مشغول انجام وظايف خانه‌داري هستند.

داراي درآمد بدون كار: كساني كه شاغل، بيكار (جوياي كار) و محصل محسوب نمي‌شوند و داراي درامد حاصل از بازنشستگي، املاك و مستغلات، سود سهام، سپرده‌ها و ... هستند، داراي درآمد بدون كار محسوب مي‌شوند.

ساير: كساني كه در هيچ‌يك از گروه‌هاي بالا قابل طبقه‌بندي نيستند، در گروه ساير قرار مي‌گيرند.

 

شغل: شغل، نوع كاري است (مطابق با تعريف كار و مصاديق آن) كه توسط فرد در طول 7 روز گذشته انجام شده است. در مورد افراد غايب موقت از كار، شغل نوع كاري است كه توسط فرد در زمان اشتغال به كار انجام مي‌شود.

 

گروه عمده شغلي

با بررسي مشاغل موجود در كشور و انطباق آن‌ها با طبقه‌بندي بين‌المللي مشاغل (ISCO-88)([2])، تماني مشاغل به 10 گروه بزرگ تقسيم شده است. هر يك از اين گروه‌ها كه در فهرست مربوط با يك عدد (كد) يك رقمي مشخص شده است، گروه عمده شغلي ناميده مي‌شود.

گروه‌هاي عمده فعاليت

فعاليت‎هاي اقتصادي ايران بر اساس طبقه‎بندي استاندارد بين‎المللي فعاليت‎هاي اقتصادي(ISIC4) طبقه‎بندي شده است. هدف عمده اين طبقه‎بندي شناسايي نوع فعاليت افراد يا مؤسسات و طبقه‎بندي آن‌ها بر اساس نظام استاندارد بين‏المللي است. اين طبقه‎بندي بدين ترتيب مي‏باشد.

الف: كشاورزي، جنگلداري و ماهيگيري، ب: استخراج معدن، پ: توليد صنعتي (ساخت)، ت: تامين برق، گاز، بخار و تهويه آب، ث: آب‌رساني، مديريت پسماند، فاضلاب و فعاليت‏هاي تصفيه، ج: ساختمان، چ: عمدهفروشي و خرده‎فروشي، تعمير وسايل نقليه موتوري و موتورسيكلت، ح: حمل و نقل و انبارداري، خ: فعاليت‏هاي خدماتي مربوط به تامين جا و غذا، د: اطلاعات و ارتباطات، ذ: فعاليت‎هاي مالي و بيمه، ر: فعاليت‎هاي املاك و مستغلات، ز: فعاليت‎هاي حرفه‎اي، علمي و فني، ژ: فعاليت‏هاي اداري و خدمات پشتيباني، س: اداره امور عمومي و دفاع، تامين اجتماعي اجباري، ش: آموزش، ص: فعاليت‏هاي مربوط به سلامت انسان و مددكاري اجتماعي، ض: هنر، سرگرمي و تفريح، ط: ساير فعاليت‏هاي خدماتي، ظ: فعاليت‎هاي خانوارها به عنوان كارفرما، فعاليت‎هاي تفكيك‌ناپذير توليد كالاها و خدمات توسط خانوارهاي معمولي براي خودمصرفي، ع: فعاليت‎هاي سازمان‎ها و هيئت‏هاي برون‏مرزي، غ: فعاليت‎هاي نامشخص

 

وضع شغلي

افراد شاغل از نظر وضع شغلي در يكي از گروه‌هاي زير قرار مي‌گيرند:

كارفرما: به كسي گفته مي‌شود كه براي انجام فعاليتهاي شغلي خود حداقل يك نفر مزد و حقوق‌بگير در استخدام داشته باشد. كساني كه در انجام فعاليت‌هاي شغلي خود، فقط از كاركنان فاميلي بدون مزد استفاده مي‌كنند، كارفرما به حساب نمي‌آيند.

·      افرادي كه خود مزد و حقوق‌بگير هستند، هر چند كه يك يا چند نفر ديگر، زير نظر آنان به كار اشتغال داشته باشند، كارفرما شناخته نمي‌شوند. مثلاً كاركنان دولت در هر مقامي كه باشند، كارفرما شناخته نمي‌شوند.

 

كساني كه در انجام فعاليت‌هاي شغلي خود، فقط از كاركنان فاميلي بدون مزد استفاده مي‌كنند و نيز افرادي كه خود مزد و حقوق‌بگير هستند، هرچند كه يك يا چند نفر ديگر زير نظر آنان به كار اشتغال داشته باشند، كارفرما شناخته نمي‌شوند.

 

كاركن مستقل: به كسي گفته مي‌شود كه براي انجام فعاليتهاي شغلي خود مزد و حقوق‌بگيري، در استخدام نداشته باشد و خود نيز مزد و حقوق نگيرد.

 

مزد و حقوق‌بگير بخش عمومي: به افرادي گفته مي‌شود كه در وزارتخانه‌ها، مؤسسات، سازمانها و شركتهاي دولتي و نهادهاي انقلاب اسلامي و همچنين ديگر مؤسسات عمومي مانند بانك‌هاي عمومي و شهرداريها كار مي‌كنند و در مقابل كاري كه انجام مي‌دهند مزد و حقوق (نقدي و يا غيرنقدي) دريافت مي‌كنند.

 

مزد و حقوق‌بگير بخش خصوصي: به فردي گفته مي‌شود كه با دريافت مزد و حقوق (نقدي و يا غيرنقدي) براي افراد يا مؤسسات خصوصي كار مي‌كند.

 

مزد و حقوق‌بگير بخش تعاوني: به كسي گفته مي‌شود كه با دريافت مزد و حقوق (نقدي و يا غيرنقدي) براي شركت‌هاي تعاوني كار مي‌كند.

منظور از شركت تعاوني، شركت رسمي است كه بر اساس قوانين تعاوني كشور به وجود آمده و به اين عنوان نيز به ثبت رسيده است. شركت‌هاي تعاوني برحسب فعاليتي كه انجام مي‌دهند، به انواع مختلفي تقسيم‌بندي مي‌شوند كه از آن جمله مي‌توان به شركت‌هاي تعاوني مصرف، مسكن، اعتبار و نيز شركت‌هاي تعاوني توليد، تهيه و توزيع، صيادي و حمل و نقل اشاره كرد.

 

كاركن فاميلي بدون مزد: فردي را كه براي يكي از اعضاي خانوار خود كه با وي نسبت خويشاوندي نيز دارد، كار مي‌كند و از اين بابت مزد و حقوق دريافت نمي‌كند، كاركن فاميلي بدون مزد به حساب مي آيد.

محل كار

جمعيت شاغل 10 ساله و بيش‌تر ساكن، از نظر وضعيت "محل كار" نسبت به "محل اقامت" در يكي از دو گروه زير قرار مي‌گيرند:

همين شهر يا آبادي: افرادي كه محل كار آنان در شهر يا آبادي محل سرشماري است.

 

جاي ديگر، شهر يا آبادي: افرادي كه محل كار آن‌ها در نقطه‌ ديگر غير از شهر يا آبادي محل اقامت (محل سرشماري) است.

 

زناشويي و باروري

داراي همسر: زنان يا مرداني كه عقد كرده‌اند (دائم يا موقت)، حتي اگر زندگي مشترك را آغاز نكرده باشند، داراي همسر محسوب مي‌شوند.

بي‌همسر به دليل فوت همسر:‌ زنان يا مرداني كه همسرشان فوت كرده است و تا زمان سرشماري مجدداً ازدواج نكرده‌اند، بي‌همسر به دليل فوت همسر شناخته مي‌شوند.

بي‌همسر به دليل طلاق: زنان يا مرداني كه از همسر خود به دليل طلاق جدا شده و تا زمان سرشماري مجدداً‌ ازدواج نكرده‌اند، بي‌همسر به دليل طلاق تلقي مي‌شوند.

هرگز ازدواج نكرده: ‌زنان يا مرداني كه تا زمان سرشماري همسر اختيار نكرده‌اند، هرگز ازدواج نكرده شناخته مي‌شوند. زنان يا مرداني كه نامزد شده ولي هنوز عقد نكرده‌اند، در اين گروه قرار مي‌گيرند.

 

فرزند زنده به دنيا آورده

نوزادي است كه پس از تولــد حداقل يكي از آثار حيات (مانند گريه كردن، دست و پا زدن، نفس كشيدن و ...) در او مشاهده شود، حتي اگر بلافاصله فوت كرده باشد.

 

فرزند در حال حاضر زنده

تعداد كل فرزندان در حال حاضر زنده براي هر زن حداقل يك‌بار ازدواج كرده، تعداد فرزنداني است كه از وي متولد شده‌اند و در زمان سرشماري زنده هستند، حتي اگر با خانوار مورد سرشماري يا با خانوار ديگري زندگي كنند و يا حاصل از يك ازدواج يا ازدواج‌هاي متعدد باشند.

 

مسكن

واحد مسكوني

مكاني است كه در زمان سرشماري يك يا چند خانوار در آن سكونت دارد. منظور از مكان، فضا يا محوطه‌اي محصور است كه يك يا چند ورودي به معبر عام (كوچه، خيابان، بازار، ميدان و ...) يا به معبر اختصاصي (راهروي مشترك، راه پله مشترك و ...) دارد.

 

نوع محل سكونت خانوار

واحد مسكوني آپارتماني: واحد مستقلی از یک آپارتمان است که شامل یک یا چند اتاق، آشپزخانه و سرویس بهداشتی می‌شود و به طور معمول، ورودی آن به راهرو یا راه پله‌ی مشترک باز می‌شود. به عبارت ديگر منظور از آپارتمان، ساختمانی است که دارای بیش از یک واحد مستقل برای سکونت، فعالیت اقتصادی و ... است. در این نوع ساختمان، حیاط، پارکینگ، راهرو، راه پله و ... غیراختصاصی است و به صورت مشترک مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

واحد مسکونی غیرآپارتمانی (خانه‌ی معمولی)، به طور مرسوم، بنای یک یا دو طبقه‌ای است که برای سکونت یک خانوار ساخته شده است و ورودی آن غالباً در معبر عمومی قرار دارد و در بیش‌تر موارد دارای حیاط است.

چادر: منظور از چادر، آن دسته از واحدهاي مسكوني است كه از پارچه پشمي، نخي يا مويي، نايلون، برزنت و امثال آن ساخته است و به كمك تيرك‌هاي چوبي يا فلزي و طناب برپا مي‌شود.

كپر: مكان‌هاي سكونتي كه از حصير و گاهي همراه با گل يا خشت ساخته شده است، كپر ناميده مي‌شود.

آلونك، زاغه يا موارد مشابه: خانه‌هايي كه درشهرها و يا اطراف شهرها از سرهم‌‌بندي مصالحي نظير حلبي، نايلون، برزنت و ... ساخته شده است، آلونك محسوب مي‌شود.

محل‌هايي كه در ديواره گودها يا تپه‌ها كنده شده و در ساختمان آن‌ها مصالح زيادي به كار نرفته است زاغه ناميده مي‌شود. محل‌هايي مانند غار، تنه درخت و ... در صورتي كه مورد استفاده خانوار براي سكونت باشد در اين گروه قرار مي‌گيرد.

ساير: آن دسته از واحدهاي مسكوني كه با هيچ يك از انواع فوق مطابقت ندارد مانند خانوارهايي كه در مسافرخانه، هتل، كاروان و غيره زندگي مي‌كنند و اقامتگاه ديگري ندارند در اين گروه قرار مي‌گيرد.

 

اتاق

منظور از اتاق، هال و پذيرايي و آشپزخانه‌ي غير اُپن و ...، فضاي محصور و مسقفي است كه حداقل 4 متر مربع مساحت و 2 متر ارتفاع داشته باشد. فضاهايي مانند آشپزخانه اُپن، پاركينگ، حمام، توالت، آب‌انبار، طويله و كاهداني اتاق محسوب نمي‌شود ولي فضاهايي مانند انباری، صندوق‌خانه، پستو و مشابه آن که طبق تعریف فوق محصور و مسقف بوده و حداقل 4 متر مربع مساحت و 2 متر ارتفاع دارد اتاق محسوب مي‌شود.

 

نحوه تصرف محل سكونت خانوار

در اين سرشماري، اطلاع مربوط به نحوه تصرف محل سكونت خانوار، در قالب طبقه‌بندي زير گردآوري شده است:

ملكي عرصه و اعيان (زمين و بنا): خانوارهايي كه مالك عرصه و اعيان (زمين و بنا) واحد مسكوني خود هستند همچنين خانوارهايي كه در آپارتمان متعلق به خود زندگي مي‌كنند معمولاً در عرصه نيز سهيم هستند.

ملكي اعيان (بنا): چنان‌چه خانواري مالك بناي محل سكونت خود باشد ولي صاحب زمين آن نباشد، نحوه تصرف، ملكي اعيان به حساب مي‌آيد.

استيجار‌ي: خانوارهايي كه محل سكونت خود را اجاره، رهن يا اجاره همراه با پرداخت وديعه كرده‌اند اعم از اين كه به صورت نقدي و يا غير نقدي مي‌پردازند، نحوه تصرف آن‌ها استيجار‌ي منظور مي‌شود.

در برابر خدمت: خانوارهايي كه محل سكونت خود را در مقابل كار يك يا چند نفر از اعضاي خانوار تصرف كرده‌اند، حتي اگر مبلغي هم به‌طور ماهانه بپردازند، نحوه تصرف آن‌ها در برابر خدمت محسوب مي‌شود.

رايگان: خانواري كه محل سكونت خود را به طور رايگان در اختيار دارد و در ازاي استفاده از آن، هيچ گونه پرداختي (نقدي يا غير نقدي) انجام نمي‌دهد، در اين گروه طبقه‌بندي مي‌شود.

ساير: نحوه تصرف محل سكونت خانواري كه با هيچ‌يك از موارد پنج گانه فوق قابل انطباق نيست، در اين گروه قرار مي‌گيرد.

 

مساحت زيربناي واحد مسكوني

منظور از مساحت زيربناي واحد مسكوني، مجموع سطوح ساخته شده مسقف در بناي واحد مسكوني از قبيل اتاق، آشپزخانه، حمام، توالت، انباري، صندوق‌خانه، پستو و ... است.

در واحدهاي مسكوني آپارتماني منظور از مساحت زيربنا، مساحت زيربناي خالص آپارتمان بدون در نظر گرفتن مشاعات (پاركينگ، پيلوت، راهرو يا راه پله مشترك و ...) است. در اين گونه واحدها فضاهاي مستقل مربوط به آپارتمان، حتي اگر بيرون آن واقع باشد، مانند انباري، در مساحت زيربنا منظور مي‌شود.

در واحدهاي مسكوني غير آپارتماني، مساحت تمام سطوح ساخته شده شامل راهروها، راه پله، خرپشته و ... در محاسبه مساحت زيربنا منظور مي‌شود.

در مناطق روستايي، فضاهايي كه در محل سكونت خانوار به منظور فعاليت‌هاي مرتبط با كشاورزي يا نگهداري و پرورش دام و طيور پيش‌بيني شده است، مانند انبار وسايل كشاورزي، طويله، كاهداني و ... در مساحت زيربناي واحد مسكوني منظور نمي‌شود.

 

اسكلت

منظور از اسكلت بناي واحد مسكوني، مجموعه متصل نگهدارنده (پايه‌ها يا ستون‌ها و تيرها و ...) بناي واحد مسكوني است. واحدهاي مسكوني از نظر نوع اسكلت در يكي از سه گروه زير قرار مي‌گيرند:

اسكلت فلزي: اين نوع اسكلت با تير آهن برپا شده است. در اين شيوه ساخت تيرآهن‌هاي به‌كار رفته به يكديگر متصل شده و اسكلتي يكپارچه را تشكيل داده است كه بار بنا را تحمل مي‌كند.

بتون آرمه: در اين روش ساخت اسكلت بنا از بتون آرمه (بتون همراه با آرماتور و ميلگرد) ساخته شده است.

ساير: واحدهاي مسكوني كه اسكلت آن‌ها با هيچ‌يك از دو مورد فوق مطابقت ندارند در اين گروه قرار مي‌گيرند.

 

مصالح عمده به كار رفته در بناي واحد مسكوني

آن دسته از واحدهاي مسكوني كه از نظر نوع اسكلت در گروه ساير قرار گرفته‌اند از نظر نوع مصالح عمده به‌كار رفته در ديوارها و سقف در گروه‌هاي زير طبقه‌بندي مي‌شوند:

 

آجر و آهن يا سنگ و آهن

در بناهايي كه با آجر و آهن يا سنگ و آهن ساخته شده است، سقف از تير آهن و آجر يا تيرچه بلوك و ديوارها از آجر يا سنگ است و ديوارها (به جاي ستون‌هاي آهني در بناهاي داراي اسكلت فلزي) بار ساختمان را تحمل مي‌كند.

 

آجر و چوب يا سنگ و چوب

در بناهايي كه با آجر و چوب يا سنگ و چوب ساخته شده است، سقف از تيرچوبي و تخته و آجر و ديوارهاي باربر از آجر يا سنگ است كه در نتيجه از محل اتصال تيرها با ديوارها، سنگيني سقف به ديوارها منتقل مي‌شود و ديوارها بار بنا را تحمل مي‌كنند.

 

بلوك سيماني (با هر نوع سقف)

در اين نوع بناها در ديوارها از بلوك سيماني استفاده شده است. در سقف اين نوع بناها از آهن، تيرچه و بلوك يا از چوب استفاده مي‌شود.

 

تمام آجر يا سنگ و آجر

در ديوار و سقف اين بناها به طور عمده از آجر، يا سنگ و آجر به صورت توام استفاده مي‌شود. شيوه ساخت سقف به صورتي است كه عدم استفاده از تير آهن يا چوب را امكان‌پذير مي‌سازد مانند سقف گنبدي.

 

تمام چوب

در اين نوع بناها كه بيش‌تر در مناطق با آب و هواي مرطوب رايج است به طور عمده چوب در اشكال مختلف، مصالح عمده به‌كار رفته در ساخت بنا را تشكيل مي‌دهد.

 

خشت و چوب

مهم‌ترين مصالح ساختماني به‌كار رفته در بناهايي كه با خشت و چوب ساخته شده‌اند، خشت است. در اين بناها، در سقف از خشت و چوب و در ديوارها از خشت يا خشت و چوب به صورت توأم استفاده مي‌شود.

 

خشت و گل

بناهاي خشت و گلي، به طور عمده با خشت ساخته شده‌اند و گل به عنوان ملات و نگاهدارنده خشت‌ها بر روي هم در آن به‌كار رفته است.

 

ساير

اگر مصالح عمده به كار رفته در واحد مسكوني با هيچ يك از مصالح مذكور مطابقت نداشته باشد ساير محسوب مي‌شود.

 

محل دفع پساب (فاضلاب واحد مسكوني)

شبكه عمومي فاضلاب

پساب تمام يا بخشي از واحدهاي مسكوني به شبكه عمومي جريان مي‌يابد و از آن طريق دفع مي‌شود. آن دسته از واحدهاي مسكوني كه پساب آن‌ها به شبكه عمومي فاضلاب شهر يا آبادي متصل است و از طريق آن دفع مي‌شود، در اين گروه قرار مي‌گيرند.

 

شبكه اختصاصي

منظور شبكه فاضلاب اختصاصي شهرك، مجتمع و نظاير آن است. اين نوع شبكه‌ها كه ممكن است داراي تصفيه‌خانه نيز باشند، توسط سازندگان شهرك، مجتمع و ... ايجاد شده و به طور معمول زير نظر شركت‌هاي آب و فاضلاب نمي‌باشند.

 

چاه جذبي

تمام يا بخشي از پساب اغلب واحدهاي مسكوني به ويژه در نقاط شهري كشور، از طريق ورود به چاه يا چاه‌هايي كه معمولاً در هنگام احداث ساختمان حفر مي‌شود و به عنوان چاه جذبي معروف است دفع مي‌شود.

 

مخزن ويژه فاضلاب (سپتيك تانك)

در تعدادي از واحدهاي مسكوني نقاط شهري كه به طور معمول در مجموعه‌هاي بلند مرتبه و برج‌ها قرار دارند، پساب از طريق ورود به مخزن ويژه‌اي كه در ساختمان به همين منظور تعبيه شده و به سپتيك تانك معروف است، دفع مي‌شود. اين نوع مخزن‌ها به صورت زهكش‌دار يا بدون زهكش در ساختمان پيش‌بيني مي‌شوند و قابل تخليه هستند.

 

محيط اطراف

در برخي از واحدهاي مسكوني، پساب از واحدهاي مسكوني خارج شده و با ورود به محيط اطراف، در سطح كوچه، خيابان، مسيل، جدول‌بندي و نهرهاي خيابان، رودخانه، اراضي و مزارع اطراف جاري و به اين ترتيب دفع مي‌شود.

 

ساير

شامل مواردي است كه در آن‌ها شيوه دفع پساب با هيچ يك از موارد فوق انطباق ندارد.

 نداردواحد مسكوني كه فاقد توالت، آشپزخانه يا پساب آشپزخانه يا پساب ديگري باشد.



  International Standard Classification Of Education. (1

International Standard Classification Of Occupations.(2

 

 
اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 3102
 بازدید امروز : 131
 کل بازدید : 264007
 بازدیدکنندگان آنلاين : 6
 زمان بازدید : 0/3906
تمامی حقوق این سایت متعلق به استانداری اردبیل می باشد.